بسمه تعالی

... گفتیم که حال این سوال مطرح میشود که کدام یک از این راه ها در این ارزیابی موفق خواهد بود؟

 1- روش تجربى موفق نيست.

زيرا علوم تجربى در بسيارى از موارد بويژه در علوم انسانى دائماً در معرض تغيير هستند - منظم كردن اصل "تعميم" در علوم تجربى در برخى از موارد دچار اشكال مى‏شود - تئوريك و مبتنى بر نظريه و فرضيه هستند - از  هست‏ها و نيست‏ها خبر مى‏دهند و از ضروريات (بيان بايدها و نبايدها) تهى هستند - مربوط به فيزيك (ماده) هستند و نه متا فيزيك مربوط به طبيعت و ماده‏اند نه ماوراءالطبيعه و فرا ماده و با اين معيار درون مجموعه‏اى نمى‏توان بيرون مجموعه را ارزيابى و بررسى كرد. زيرا كه حتى ماده در درون مجموع هم مى‏توانيم ملاك‏هاى ارزيابى و داورى را جابجا كنيم. مثلاً واحد سنجش طول ,متر واحد سنجش دما با دماسنج ،واحد سنجش فشار با فشار سنج و واحد وزن كيلوگرم است و ما هرگز نمى‏توانيم با معيار طول دماى شى‏ء خاص را اندازه بگيريم يا با فشار سنج وزن اشياء را بدست آوريم. وقتى چنين باشد هرگز نمى‏توانيم بامعيارهاى كشف و فهم امور مادى، ماوراء طبيعت و ماده را فهم و كشف كرد.

 2- روش دوم نيز كافى نيست.

زيرا دركهاى شهودى عمومى كه مثال زده‏ايم در مجموع بسيار محدودند و براى بررسى دروغ يا درست بودن مدعيات دينى ناكافى اند. دركهاى شهودى اختصاصى نيز كه مثل شهودهاى مرتاضهاى هند و عرفاء اسلامى و يهودى مى‏باشد از آن جا که احتمال موجهى وجود دارد كه بر آمده از نحوه سلوك و رفتار دينى هر كدام از آنها باشد به عنوان تابعى از بينشها و رفتارهاى دينى تفسير شده و واقع نمايى خود را از دست مى‏دهد.

 3- روش نقلى نيز غير قابل اعتماد است

زيرا كه قبل از آنكه وثاقت و قابل اعتماد بودن "كتاب مقدس" در هر دينى اثبات شود نمى‏توانيم بدان اعتماد كنيم و اگر كسى بخواهد چنين روشى را انتخاب و اعمال كند بايد تمام مدعيات تمام كتب مقدس را درست قلمداد كند در حاليكه بين بسيارى  از گزاره‏ها و معارف كتب اديان يا تضادهاى جدى وجود دارد.

 4- تنها راهى كه مى‏ماند راه عقل است كه استدلال را از بديهيات شروع كرده و به كشف و فهم امور مبهم و نظرى منتهى مى‏شود. علاوه بر هست‏ها (امور نظرى) بايدها (الزامات) را هم درك مى‏كند و مبادى مهم عقلى بين همه انسانها مشترك است.

 مهمترين ادعاها در دين اسلام كه با عقل قابل بررسى و ارزيابى مى‏باشد كدامند ؟

 برخى از آنها عبارتند از: خدا وجود دارد، خداوند صفات خوب (كمالى) دارد، صفات خدا عين ذات او هستند، لطف بر خدا لازم است، بنابر لطف، خداوند به سوى بندگان پيامبر مى‏فرستد.

 پيامبر بايد داراى دليل باشد تا حقانيت خود را اثبات كند، دليل يا معجزه پيامبر بايد در حيطه بررسى مخاطبان (اگر چه با كسب مهارتها يا علومى) باشد.

 حضرت محمد (ابن عبدالله) پيامبر خداست و معجزه دارد او صادق بوده و معصوم است وامين خداوند مى‏باشد.

 

ما به بررسى تك تك اين مدعيات از طريق عقل خواهيم پرداخت.

ان شاء الله