بسمه تعالی

 

   ...  2  - عقل مى‏گويد از كسى كه به تو نعمتى داده سپاسگذارى كن (شكر منعم عقلاً واجب است). اگر پزشكى، نابينايى يك چشم ما را مداوا كند بخصوص اگر به رايگان اين كار را انجام دهد در دل خود, خود را مورد لطف او احساس كرده و حتماً از او تشكر مى‏كنيم و اگر نابينايى 2 چشم و ناشنوايى 2 گوش ما را مداوا كند و يا بالاتر از آن به ما حافظه ببخشد يا سيستم عصبى يا نخاع يا... را در بدن ما ترميم كند و فرض كنيم همه اين كارها را بدون هيچ دستمزدى انجام دهدبدون شك از او بسيار تشكر و سپاسگذارى خواهيم كرد زيرا كه اين حداقل كارى است كه مى‏توانيم انجام دهيم.

 حال مى‏گوئيم اگر خدايى وجود داشته باشد كه تمام اندامهاى پيش گفته ما را او به ما داده باشد و اعضاء و جوارح فراوان ديگر نيز داده باشد قطعاً مستحق شكر و سپاس فراوانى است البته ما مصادره به مطلوب نمى‏كنيم و فقط مى‏گوئيم كه اگر چنين خدايى وجود داشته باشد مستحق شكر و سپاس است.و البته اگرخود او نيز طريقه بخصوصى را در به جا آوردن سپاسگذارى معرفى مى‏كند مثل نماز و روزه بخصوص عقل حكم مى‏كند كه از همان روش براى تشكر استفاده كنيم نه از روش دلخواه خودمان كه چه بسا او را به خشم آورد و باعث شود كه به هدف خود نرسيم.

 حال از كجا بدانيم كه او وجود دارد بحثى ديگر است كه بدان خواهيم پرداخت ولى در اينجا فقط اين نتيجه را از مباحث مطرح شده تا اينجا مى‏گيريم كه اقدام براى بررسى اديان و مدعيات آنها از نظر عقل ضرورت دارد.

 بنابراين دعوت به خوش باشى و زدن بر طبل بى عارى و بى تفاوتى و بى خيالى در مورد دين از نظر عقل منطقى انسان محكوم است و به هيچ وجه مشكل را حل نمى‏كند مثلاً اگر كسى بيمارى مهلكى داشته باشد و خود را به بى‏تفاوتى و بى خيالى بزند مسلماً بيمارى اش بهبود نخواهد يافت بلكه با غفلت از بيمارى فرصت درمان را از دست خواهد داد.