بسمه تعالی
... گونه ديگر پاسخها پاسخهاى عقلى است كه علماى اسلامى در طى صدها سال بيان مىكردهاند اين جوابها عمدتا دو نحوهاند:
1- عقل فرمان مىدهد كه جلوى ضرر احتمالى را بگيريم. (دفع ضرر محتمل عقلا واجب است.)
انسان عاقل همواره از پيش آمدن خطر و حتى از وقوع خطر احتمالى پيشگرى مىكند هرقدر ميزان خطر مهمتر و بزرگتر باشد جلوگيرى و دفع آن لازمتر مىنمايد.حال مىپرسيم آيا احتمال وجود جهان بعد از مرگ كه در آن هرگز نمىميريم و به سزاى اعمال خود برسيم منتفى است؟ آيا هيچ احتمال نمىدهيم؟ چگونه مىتوان حداقل صدها پيامبرى را كه در تاريخ از آنهانام برده شده است تکذيب كرد؟نمىگوييم حرف آنهارابپذيريم بلكه مىگوئيم حداقل احتمال دهيم كه راست گفته باشند.فقط در حد احتمال زايى به آنها توجه كردن كاملاً عاقلانه است يا از طرف ديگر گذشته از آن كه انسان ميل فطرى به جاودانگى دارد و اميال فطرى نيز مثل همه حسهاى اصيل كه از آنهاصحبت خواهيم كرد در جهان پيرامون ما پاسخ مناسب خود را دارند.علاوه بر آن انسانهايى كه در گذشته مىزيستند و آثار آنها را از طريق باستانشناسى كشف كردهايم همگى به گونهاى اعتقاد به معاد داشتهاند و معمولاً در گورهاى باستانى اشياء مقدس يا مقدس پنداشته شده يافت مىشوند.آيا هنگامى كه صدها انسان وارسته و نيز تقريبا همه جوامع گذشته سخن از وجود معاد و در پى آن وجود مبدأ خداى متعال مىگويند مىتوان منطقاً سخن آنها را در حد احتمال زايى هم ناديده گرفت؟درحاليكه مثلاً اگر حتى يكنفر به ما بگويد زنبورى به لباس تو وارد شده است بر مىآشوبيم و لباس هاى خود را وارسى مىكنيم.نكته مهمتر ديگر آنست كه هر قدر ضرر محتمل مورد احتمال مهيب و خطرناكتر باشد دفع آن ضرر از نظر عقل لازمتر مىباشد مثلاً اگر 50% احتمال دهيم كه سرماخوردگى داريم انگيزه كمى براى رفتن به نزد پزشك داريم اما اگر 40% احتمال منطقى داده شود كه سرطان گرفتهايم انگيزه بسيار قوى براى مداوا نزد پزشك داريم.در مورد دين نيز اديان مىگويند اگر به مبدأ و معاد ايمان نياوريد و دستورات را اجرا نكنيد مطمئن باشيد بىنهايت خسارت و ضرر به خود وارد كردهايد بزرگترين هنگفتترين و كلانترين ضررها در برابر بى نهايت ضرر ناچيزند و با بى نهايت فاصله در حد بى نهايت دارند.