چرا به دنبال اینجور مطالب برویم؟
... بلكه منظور ما از عقل همان عقل به معناى منطقى آن مىباشد كه به دو بخش نظرى و عملى تقسيم مىشوند.منطق زيربناى همه علوم و معارف بشرى اعم از علوم انسانى و تجربى و... مىباشد بدون منطق شالوده همه دانشهاى بشر از هم مىگسلد.منطق تعدد بردار وتکثر بردار نيست بلكه همه انسانهاى همه جوامع انسانى داراى يك منطق و يك نوع عقلانيت منطقى هستند مثلا در حيطه عقل نظرى يكى از يافتههاى عقل اين است كه هر مجموعهاى از تك تك افراد خود بزرگتر است يا 2 به اضافه 2 مىشود4.هيچ انسانى با هيچ دينى يا مسلك و مرامى و در هيچ فرهنگى و در هيچ نقطهاى از جهان نمىتوان يافت كه اين دو مسأله يا مسائلى از اين دست را انكار كند زيرا كه گزارهاى بسيار روشن و بديهى است.ما به قابلپذيرش بودن چنين جملاتى مىگوئيم "بداهت عقل نظرى" و يا مثلا در حيطه عقل عملى جمله عدالت كار خوبى است جملهاى است كه هيچكس آن را انكار نمىكند حتى ظالمان و ستمگران هم خوبى عدالت را مىپذيرند و انكار نمىكنند ولى معمولاً كار ظالمانه خود را توجيح مىكنند تا عادلانه جلوه كند مثلاً برخى از تئوريسينهاى نازيسم براى اينكه آدمكشىها و نسل كشىهاى خود را توجيح كنند مىگفتند:يافتههاى آنتروپومتريك نشان مىدهد كه اندازه دور جمجمه ژرمنها از دور جمجمه نژادهاى ديگر بيشتر است پس مغز بزرگترى دارند بنابراين عقل بيشترى دارند و از آنجا كه عدالت اقتضا مىكند كه عاقلان و خردمندان بر جوامع حاكم شود بايد اقوام ديگر حاكميت ژرمنها را بپذيرند و تسليم شوند.قابل قبول بودن جملاتى مثل عدل خوب است ظلم بد است خيانت بد است و... را "بداهت عقل عملى" مىگوئيم و ادعا و ثابت مىكنيم كه در مسائل عقلى و منطقى حتى دو نفر را نيز نمىتوان در جهان يافت كه با هم اختلاف نظر داشته باشند. ![]()
بسمه تعالی