بسمه تعالی

با سلام و خسته نباشید به همه بازدید کنندگان ارجمند

آنهایی که از پیروی کورکورانه بدون دلیل در همه امور پروا میکنند و به دنبال رسیدن به حقیقت واقعی دست به جستجو و کنکاش می زنند تا با دلیل و برهان بهترین عقیده را انتخاب کنند.

مقصود از راه اندازی این وبلاگ انجام فعالیتی هر چند کوچک در این راه است.

از همه شما دعوت می شود در این مدت با ما همراه باشید.

ان شاء الله

+ نوشته شده توسط دانشجو25 در دوشنبه 1385/05/02 و ساعت 12:0 |

خواندن این مطالب ممکن است چند دقیقه از وقت شما را بگیرد ولی در صورتی که همراه با تفکر باشد ممکن است بر  همۀ زندگیتان تاثیر گذارد.

 

 

موضوعات این شماره :

 > تثلیث چیست و چه اشکلاتی به آن وارد است؟                                                

 > تعداد انجیل های مختلف چقدر است مسیحیان چند تای آنها را قبول دارند؟

 >چرا اکثر انجیل ها از نظر مسیحیان آپوکریفا ( غیر قانونی و غیر شرعی) هستند؟

> پترس ، پولس ، برنابا و ... که بودند؟

 >مسیحیت پترسی با مسیحیت پولسی چه فرقی دارد؟

> مسیحیان فعلی پولسی هستند یا پترسی؟

 >بررسی اعتبار انجیل های چهار گانه

 

بسمه تعالی

در شماره پیش ارزیابی مسیحیت را آغاز کردیم ؛ حال به ادامۀ مبحث می پرداریم:

 

براي بررسي وارزيابي مسيحيت لازم است به برخي از اشكالات و مشكلات غير قابل حل مسيحيت اشاره كنيم:

اول :مسيحيان به اصل تثليث معتقدندو  در عين اقرار به يگانه دانستن خدا اين مسئله را موافق با توحيد مي دانند يعني خودشان را موحد مي دانند ولي در عين حال عيسي را نيز خدا مي دانند و برايش شأن خدايي قائلند و روح القدس را نيز خدا مي دانند البته اين اعتقاد مسيحيان است ولي اگر شما با يك مسيحي در مشهد صحبت كنيد به احتمال زياد تثليث را انكار مي كند همانطوريكه براي ما تجربه شد و اين گونه پنهان كاريها جاي تعجب و تامل دارد كه آموزه هاي يك دين آنقدر شنيع باشد كه جز با تحريف و كتمان نتوان آن را عنوان نمود وبا اين حال تبليغات وسيعي هم داشته باشد

به عنوان مثال عرض مي كنم چندي پيش با برخي از مسيحيان در مشهد بحثي را در مورد تثليث آغاز كرديم و گفتيم كه مسيحيان به خداي سه گانه (تثليث)اعتقاد دارند، مخاطبان ما به شدت انكار كردند و گفتند شما اين مطلب را از خودتان درآورديدو هيچ  اساسي ندارد، من مدرك معرفي كردم و به متن انجيل استناد كردم

آنها گفتند اين كتاب بعد از انقلاب چاپ شده و ارزش ندارد گفتم بسيار خوب استناد مي كنم به "كتاب عهد عتيق و جديد"ي كه ترجمه هنري مارتين ،مبلغ رسمي مسيحيت در ايران بوده و در 150سال پيش چاپ شده است محل چاپ آن هم چاپخانه ويليام واتس در لندن بوده است و تا آنجا كه من يادم مي آيد نه در 150سال پيش ، نه در ايران انقلاب شده بود و نه لندن يكي از شهر هاي ايران است . قبول داريد؟

گفتند ما با تمام كتابهايي كه شما مي آوريد مشكل داريم و هيچكدام را نمي توانيم قبول كنيم.

گفتم البته اين كه كسي به فردي بگويد اگر دليل قانع كننده بياوري مي پذيرم ولي بعد بگويد هر دليلي كه بياوري چون تو آوردي قبول نمي كنم و فقط دلايلي را قبول دارم كه افكار مرا بپذيرد اين نحوه استدلال كردن مغالطه بوده و غلط است ولي من از اين مسئله مي گذرم اشكالي ندارد شما كتابهاي مورد قبول خودتان را بياوريد هر كتاب ،جزوه ،يا منبعي كه در باب خدا در مسيحيت مطلبي داشته باشد بياوريد من به عنوان منبع مي پذيرم .

ايشان رفتند و پس از مدتي چهار كتاب آوردند كه محور بحث هايمان  باشد من در جلسه مقرر حاضر شدم و يكي از كتابها بنام "مسيحيت چيست از م.مولر" راكه خودشان به من امانت داده بودند با خود بردم و در باب تثليث به آن استناد كردم و گفتم كه همانگونه كه عرض كردم مسيحيت به تثليث معتقدند و به جز در ايران آن هم در برخي موارد كه به خاطر مصالحي آن را انكار مي كنند اصل تثليث را تبليغ هم مي كنند صفحه 60را باز كردم و برايشان خواندم و امروز عيناً همان مطلب را برايتان مي خوانم كه هم به معناي تثليث پي ببريد و هم آخرين تلاش براي ماستمالي كردن اين اصل را كه در واقع مهمترين اصل از اصول دين آنهاست ، شاهد باشيد كه البته با وجود سعي بر جفت وجور كردن مسئله باز بقول خودمان گوشه اش باز مانده است و در كتمان كردن مسئله ناكام مانده است.

"البته صحيح است كه مسيحيان عيسي را ستايش ميكنند ولي ما او را نه از آنجهت ستايش ميكنيم كه پيغمبر مقدسي بوده است بلكه از اينجهت كه او از ازل كلمه خدا وپسر خدا ميباشد و با خدا كاملا يكي است!"

بعد خوشبختانه دست از كلي گويي برداشته و منظور خود را به صورت روشن بيان مي كند و مي گويد:

"او شخصي نبود كه ما انسانيان او را به مرتبه خدائي رسانيده و با خداي حقيقي يكسان نموده باشيم ،بلكه در واقع او از ازل با خدا يكي ميباشد و باين دليل انسان شد كه انسان گناهكار را نجات بخشد و بسوي خدا برگرداند.از اينرو او شايسته ستايش است چونكه حقيقتاً خداست."

البته ادعاهاي مبلغان مسيحي همگي مي تواند بر مخاطبان تاثير بگذارد اما نه براي كسي كه بنا بر خواندن كتابهاي تبليغي دارد ونه بنا بر فكر كردن .چنين فردي چون نمي تواند باور كند كه در تبليغات يك دين معروف بسياري از ادعاها خلاف واقع و نادرست باشند لذا ممكن است دربست قبول كند و تسليم شود و حتي آنها را ترويج كند اما براي كسي كه بنا بر مطالعه كتابهاي آنها دارد طرح اينگونه ادعاها و كتمان كردنها نتيجه اي جز رسوائي مسيحيت در بر ندارد

دوم: كتب مسيحيت كه بين همه مسيحيان به چهار انجيل  موسوم هستند عبارتند از انجيل هاي متي ،مرقس ،لوقاو يوحنا كه مقدس و معتبر شناخته مي شوند در حالي كه با بررسي تاريخي معلوم مي شود كه نه انحصار آنها در چهار مورد صحيح است و نه اساسا همين كتب سنديت و اعتباري دارند .

اما اينكه آن كتب به چهار مورد منحصر نمي شوند به اين دليل است كه انجيل هاي متعددي هم وجود دارند كه مسيحيان آنهارا قبول نمي كنند برخي از مورخان تعدادي از اين كتابهارا نام برده اند كه ما به برخي از آنها اشاره مي كنيم انجيلهاي موسوم به، صعود مريم ، مرقيون(مركيون)،  توماس، فيلپس، كودكي، پاك، مصريان، يهود، كمال، جوادس، قاريوس ،مبادت ،توماس، مريم ،اندرو، يكمندوس، قاريوس ،مارسيمون، (رك. كلام مسيحي:توماس ميشل،ترجمه توفيقي-ونيز كتاب راهنماي يهود ونصاري يا بيبلها:شهرستاني)مي توانيد براي بدست آوردن اسامي برخي از آنها به كتاب انگليسي دايره المعارف بريتانيا مراجعه كنيد.

مي دانيد تعداد انجيلهاي موجود در مسيحيت چقدر بوده؟ تعداد آنها را برخي منابع موجود تا 160كتاب نوشته اند و عجيب آنست كه از160كتاب 4جلدرا برگزيده اند 160/4برابر است با40/1 يعني 5/2% يعني اگر كسي بتواند به همه مذاهب مسيحي یعني كاتوليك، ارتدوكس و پروتستان عمل كند (كه امكان پذير نيست) اينكه با اين نحوه عمل بتواند به دين مسيح عمل كند 5/2% است ولي آيا اين ميزان احتمال قابل اعتنا ست؟

مسلما نه چون ما به اين مقدار احتمال هرگز اهميت نمي دهيم مثلا كداميك از شما وقتي از خانه تان بيرون مي آمديد حتي به اندازه 5/2%احتمال تصادف نمي داديد؟ يا موقع خوابيدن به  اين ميزان  احتمال وقوع زلزله نمي دهيد ؟ همه ما اين ميزان احتمال خطر را در ابتداي هر كاري مي دهيم ولي به آن اهميت و بهاء نمي دهيم پس اين مقدار احتمال بي اهميت وغير قابل اعتناست.

سوال :آیا غير از انجيلهاي چهارگانه، انجیل های ديگري كه نام برديد  موجود هستند يا از بين رفته اند؟

پاسخ آن است که برخي از انجیل های نام برده شده هم اکنون موجود هستند  و انجیل های ديگري هم موجود بوده که در طی تاریخ (ظاهرا) از بین رفته اند وبرخي ديگر دائما كشف مي شوند كه اتفاقا بين آنها مواردي پيدا مي شود كه با تمام منظومه فكري مسيحيت رايج تفاوت دارند ولي مسيحيان نه اناجيل موجود(غير از 4 انجيل) و نه اناجيل از بين رفته ونه تعدادي را كه كشف مي شوند را قابل قبول نمي دانند و مجموعه انجیل های غیر قابل قبول از نظر مسیحیان ، انجیل های "آپوکریفا" یعنی انجیل های غیر شرعی و غیر قانونی ناميده مي شوند لذا اگر اناجيل ديگر هم يافت شود كه بارها اين اتفاق افتاده است براي مسيحيت قابل قبول نيست زيرا همه آنها آپوكريفا هستند.

بین انجیل های آپوکریفا، انجیل های عجیبی هم وجود دارد که به افرادی که سال ها بعد از حضرت مسیح(ع) زیسته باشند منتسب نمی شود، بلکه منتسب به افرادی است که از گروه ها وسایر مردم به حضرت عیسی(ع) نزدیک تر بوده اند. ایشان دوازده شاگرد داشتند که به حواریون معروف بودند و بعضی رابطه بسیار نزدیکی با ایشان داشته اند؛ چنان که قاموس کتاب مقدس[1]  می نویسد : پطرس قدیس از دوازده حواری حضرت عیسی(ع) و در زمره دو نفری بود که به او خیلی نزدیک تر بوده اند، (از اين مطلب بر مي آيد كه بین دوازده نفر هم مراتبی وجود داشته است؛ برخی به عيسي  نزدیک بوده اندو بعضی نزدیک تر) برخي از ياران  آن حضرت كه جزء نزدیکترین افراد به ایشان بوده اند، انجیل دارند و افرادی هم هستند که اصلا حضرت عیسی را ندیده اند و انجیل نوشته اند و جالب این که مسیحیان انجیل هایی را انتخاب کرده اند  که بعضی از نویسندگانش اصلا عیسی را ندیده اند و انجیل هایی که منتسب به حواریون طراز اول حضرت مسیح است را انکار می کنند و آن ها را آپوکریفا می خوانند. و تا کنون کسی به این سوال (راز سر به مهر) پاسخ قانع کننده ای نداده است؛ که، ضابطه آپوکریفا بودن چیست؟ تنها پاسخی که می دهند این است که مسیحیان اولیه فقط چهار انجیل را تایید کرده اند.لذا ما همان موارد را مي پذيريم.

لازم است بدانيم كه برخي از برترين كشيشان و رهبران فكري مسيحيت اقرار مي كنند كه دراين انجيل ها مضامين عالي موجوداست 

پرسش اين است كه مگر سایر انجیل های قدیمی را که افراد غير موثق نوشته، چرا آن نوشته ها باید از این اعتبار خارج باشند؟

پاسخ می دهند هنگام بررسی اعتبار انجیل ها در قدیم، بر مسیحیان ، روح القدس نازل شده و آن ها را تایید کرده است و آن ها با تایید روح القدس فقط چهار انجیل را درست دانسته اند.

سوال ما این است که روح القدس کیست؟ ویا چیست؟ و چرا نباید امروزه نازل شود چرا اجازه نداشته باشيم یک بار دیگر انجیل ها رابررسی کرده و تعداد دیگری به این منظومه چهارتایی بيفزاييم ؟ واین بارنیز بر ما  نازل شود و ما را هم تایید کند؟ چرا اجازه این نزول را به روح القدس نمی دهید!!! و اصلا بگویید بر طبق کدام آیه انجیل می گوید روح القدس دیگر بر ما نازل نخواهد شد و اصلا طبق کدام سند تاریخی ادعامی کنید بر آن ها روح القدس نازل مي شده است؟

روح القدس فرشته است یا خدا؟وچگونه مي تواند

گذشته از تفاوت و تضاد فراوانی که در مورد اصل تثلیث وجود دارد، مسئله قابل توجه دیگر این است که این چه خدایی است که بر یک امت در گذشته نازل می شد (یا فرشته نازل می کرد) و آن ها را معصوم می کرد ولی ما را به عصمت نمی رساند؟ البته عصمت دادن به آن ها هم بر طبق شایستگی خاصی از طرف آن ها نبوده و دلبخواهی بوده است .

سوال: آیا انجیل مثل قرآن نازل شده است؟ جواب: از نظر مسلمانان بلی ولی از نظر آن ها خیر و انجیل همان سنت شفاهی، رفتاری و گفتاری عیسی مسیح است که او را خدا می دانند. در این زمینه کتابی تحت عنوان «خداوند ما مسیح» در فارسی وجود دارد. اعتقاد به خدایی عیسی جدی است. با مردی مسیحی که صحبت می کردم از او پرسیدم آیا تثلیث مورد اعتقاد مسیحیان است. گفت: کی می گه این حرف ها را. گفتم: کتاب مقدس از چنین تعابیری آکنده است و در جای جایش این نکته را اشاره می کند و می گوید خدای پدر که در آسمان است چنین و چنان و... از قول حضرت یسوع یعنی عیسی نقل می کند که( اسم عیسی در کتاب های انجیل یسوع یعنی عیسی نقل شده؛ از قول یسوع ناصری یعنی عیسی اهل ناصریه ) مدام این را نقل می کند خدای پدر که در آسمان هست این طور خوشحال می شود و... و اعتقادشان به این که مسیح خداست قطعی است و بالا خره او پذیرفت که عیسی را خدا می دانند، البته اعتقاد به خدایی عیسی از اول نبوده است بلکه در مورد این که عیسی کیست در قرن های اول و دوم بینشان اختلاف نظر افتاد که در شورای نیقیه در سال 325 قرار بر این گذاشتند که بگويند عیسی خداست.

خوب صحبت در مورد انجیل های آپوکریفا بود و این که بدون هیچ ملاک و معیاری کتاب های فراوانی را مسیحیان فعلی انکار می کنند و در حالیکه آن کتاب ها نیز انجیل هستند و برخی از آن ها به اندازه انجیل های چهار گانه شان قدمت دارند و زمان نگارش آن ها مربوط به قرون اولیه است. بعضی از این انجیل ها عبارتند از انجیل عبریان، انجیل مصریان، انجیل پطروس قدیس که اتفاقا آنها در فضای انجیل های چهارگانه است.

انجیل مرقیون یا مرکیون، انجیل توماس فیلوپوس نوشته گنوسیان. بعضی از انجیل ها هم مثل انجیل کودکی نوشته توماس است. انجیل داستان یوسف نجار، انجیل کودکی به زبان عربی، صعود مریم، این ها کتاب هایی هستند که بعضی هاشان از بین رفته اند، بعضی هاشان هم موجود است. چهار کتاب مورد پذیرش مسیحیان است و متاسفانه بقیه نامقدس نامیده می شوند اعم از کتابهای فوق.

سوال: روح القدس یا خداست یا بشر است یا فرشته. آن هایی که عیسی را خدا می دانند، روح القدس را چه می دانند؟

جواب: آن ها اعتقاد دارند که روح القدس خداست و در عین حالی که خداست موجودی غیر از خداست. جنبه الوهی دارد جنبه الوهی تعارفی نیست بلکه جدی است و اگر از آن ها بپرسی روح القدس کی بوده و کجا نازل شده؟ می گویند: نزول روح القدس موجب مصونیت است حتی کاتولیک ها حدود 660 میلیون نفرند ادعا می کنند روح القدس هنوز هم بر پاپ نازل می شود و پاپ وقتی سخن خدا را تفسیر می کند، معصوم است چون که بر او روح القدس نازل می شود ولی در عین حال که نازل می شود و نزول کار فرشته است، روح القدس خداست و یکی از اقانیم سه گانه (پدر- پسر- روح القدس) اوست.

اعتقادات تعارض در تکلیف است. غیر از انجیلها بعضی از کتابهای آپوکریفا یا غیر قانونی وغیرشرعی هم اعمال رسولان هستند. گذشته از اعمال رسولانی که مورد پذیرش مسیحیت است، اعمال رسولان دیگر هم وجود دارد که آن ها را نمی پذیرند و در مورد آن ها اختلاف نظر جدی دارند، یعنی انکار می کنند و به عنوان یک کتاب مقدس قبول ندارند[2]. مثل کتاب توماس میشل که متکلم بسیار قوی مسیحی است و یکی از کتاب هایش هم به اسم "کلام مسیحی" ترجمه شده است. وی یک متکلم کاتولیک متعصب است.عمده مسیحیان اسامی تعدادی از رساله های رسولان را که آپوکریفا هستند، ذکر کرده اند.

 

اعمال پطروس، اعمال پولس، اعمال یوحنا، اعمال      ، اعمال توماس که به احتمال قوی در اواخر قرن 2 نوشته شده است. رساله کلمه، رساله برنابا، دو رساله منصوب به پولس رسول(غیر از رساله های قانونی او). رساله هایی که قانونی دانسته شده اند فراوان دارد ولی رساله سوم پولس رسول به غلاطیان و رساله پولس رسول به لادکیان غیرقانونی اند!

و کتاب های مکاشفه به غیر از کتاب مکاشفات یوحنا (که آخرین کتاب از 27 کتاب مقدس مسیحیان بود) هم بصورت متعدد وجود دارد.

سوال: آیا همه مسیحیان این کتاب های آپوکریفا را رد می کنند یا عده ای هم قبولشان می کنند؟

جواب: توماس میشل می گوید که همه مسیحیان امروزی کتاب های آپوکریفا را رد می کنند بعد عجیب است که آورده اند در این کتب افکار بسیار بلندی هم پیدا می شود و وجود دارد. ضمنا تعالیمی در این کتاب ها نقل می شود که تعالیم واقعی است.(ر ک کلام مسیحی: توماس میشل ترجمه: حسین توفیقی)

سوال: تعداد کتاب های آپوکریفا چقدر است؟

جواب: تعداد کتاب های آپوکریفا تا مدت ها پیش 120 عنوان کتاب اعلام می شد و الان حدودا 160 کتاب است و مدام به تعداد آن اضافه می شود. این 160 کتاب برجامانده حدوداً از زمان حضرت عیسی است ولی دقیقا از زمان حضرت عیسی نیست. از قرون اولیه میلادی 160 کتاب بر جامانده است که فقط چهار کتاب انجیل از بین آن ها رسمی شناخته شد و بقیه انکار شدند و 23 کتاب دیگر هم از رساله ها و مکاشفات گزینش شدند.

سوال: چرا تعداد کتاب ها رو به افزایش بوده است؟

جواب: برای این که "باستان شناسی کتب مقدس" بطور جدی دنبال می شود. باستان شناسی کتب مقدس یعنی نسخه شناسی کتاب هایی که تقدس دارند. هم یهودی ها و هم مسیحی ها به دلایل متعدد در ویرانه ها ی شهرهایی که مربوط به قرن اول و دوم میلادی است، جستجو می کنند و بین آن ها بعضا کتاب هایی پیدا می شود که بیش از 1500 سال قدمت دارند و درجه اعتبار آن ها به اندازه  درجه اعتبارانجیل مرقس یالوتا یا یوحنا است یا حداقل در حد رساله های پولس قدیس است، ولی با این وجود انکارمی شود. چون هر آن چه که پیدا می شود آپوکریفا خواهد بود.

و جالب اینجاست که علاوه بر کتاب های جدید که مدام افزوده می شود، بر کتاب های عهد عتیق نیز افزوده می شود. چون یهودیان هم مدام کتاب پیدا می کنند. بعضی از آن ها را به مردم جهان نشان می دهد، البته به همان میزان که خودشان می خواهند و بعضی از آن ها رسما کتمان می شوند و می گویند هست ولی بیان نمی کنیم. از جمله کتاب های آپوکریفا و غیرقانونی مسیحیان کتابی است به اسم انجیل برنابا منتسب به فردی است به اسم برنابا که جزء حواریون عیسی(ع) بوده است. پولس رسول فردی است که الان مسیحیت به او منتسب است، یعنی بعد از این که عیسی(ع) از دنیا رفت و به تعبیر آن ها کشته شد[3].

بین دوازده حواری حضرت عیسی فردی بنام پطرس قدیس بوده که جانشین واقعی حضرت عیسی(ع) بود.  پترس قدیس با فردی به نام پولس دشمنی فراوان داشت. به خاطر این که پولس اصلا مسیحی نبوده، بلکه یهودی متعصب بوده که با مسیحیان سر ناسازگاری داشت و یک مسیحی ستیز به تمام معنا بود. بعد از این که مدتی از تصلیب حضرت عیسی(ع) گذشت، پولس ادعا کرد که من مسیحی شدم. سوال کردند که تو خیلی با مسیحیان مخالفت می کردی و دشمنی داشتی، چه شد که مسیحی شده ای؟  بیان می کرد که عیسی را در مکاشفه دیدم که من را به دین خویش دعوت می کرد و من هم قبول کردم و من از این به بعد مسیحی هستم. به مرور زمان پولس قدیس (فرد مقدس مبلغ ) شده و ارکان مسیحیت را در دست گرفته و به  مرور زمان مسیحیت غیر پولسی(پترسی) از بین رفت و تمام مسیحیت باقی مانده مسیحیت پولسی است، که دشمنی آن با یهودیت مسلم است.

کم کم مسیحیت پترسی از بین رفت و آخرین رگه های مسیحیت واقعی را هم در قرن 5 و 6 پیدا می کنیم که بعد از آن هم دیگر خبری از آن نیست و این همان زمانی است که پیغمبر اکرم(ص) مبعوث شد. ( بر طبق اعتقاد ما وقتی که دین حق با تمام مذاهبش از بین برود یا دین حقی که مذهب راستین دارد و دارای مذاهب انحرافی هم هست، اگر این مذهب راستین هم از بین برود، بر خداوند واجب و لازم است که بندگانش را هدایت کند و الا بر خلاف حکمت و عدالتش عمل کرده و این بر خداوند متعال محال است. به هر صورت انجیل برنابا منتسب هست به فردی به نام برنابا که مثل پتروس قدیس با پولس قدیس دشمنی داشت. در انجیل باقی مانده از برنابا که الان هم موجود است، دشمنی وی با پولس قدیس محرز است، یعنی علیه پولس نسبت های صریح فراوان در برنابا منعکس شده است. مسیحی ها که با نگاه خوش بینانه به تاریخ شان نگاه می کنند، می گویند

بايد ذكر كنيم كه قديميترين نسخه هاي برجا مانده از انجيل هاي چهارگانه فعلي همگي مربوط به قرن چهارم ميلادي است و مهمتر آنكه همگي به زبان يوناني هستند در حاليكه حتي يك مورخ ننوشته كه عيسي به يوناني سخن مي گفته است و مسلما يا به عبراني ويا به زبان آرامي صحبت مي كرده است  ولي مسيحيان متعصب مي گويند با اين وجود ما مطمئن هستيم كه  در قرن اول ميلادي نوشته شده اند و اولین کسی که مطالب بر جا مانده از عیسی را نوشته مرقس بوده و اولین انجیل از اناجیل چهارگانه را مرقس در سال 60  میلادی نوشته و انگیزه خودش را هم البته در این کتاب نوشته و بیان می کند که این کتاب برای اعلام بشارت است.

آنها براي اناجيل ديگر هم اين  تعصب را اعمال مي كنند و مي گويند انجیل متی هم توسط یک مسیحی فلسطینی اندکی بعد از سال 70 تقریبا حدود سال 72 تا 73 هم نوشته شده همينطور

انجیل لوقا توسط لوقا که یک یهودی الاصل بوده و یار پترس هم بوده(و از یاران دوازده گانه حضرت عیسی(ع) هم نبوده است) نوشته شده و در نوشته جات خودش اندیشه ها و اعتقادات را یعنی مسائل کلامی را مطرح می کند. این مسائل، مسائلی هستند که در انجیل متی و مرقس نیستند، این که از کجا آمده و در لوتا منعکس شده نمی دانیم ولی می دانیم که لوقا از حواریون حضرت عیسی(ع) نبوده است.

اما درباره انجیل یوحنا مسیحیان می گویند که یوحنا این کتاب را در شهر افسس نوشته و جای به صلیب کشیدن حضرت عیسی در اورشلیم خیلی فاصله بوده. تاریخش هم به شدت مورد تردید است. تاریخ تالیف آن از ديد افراد خوشبين و متعصب نيز به شدت مورد ترديد است و تاريخ احتمالي آن را سال 95 مي دانند.

شرح حال متی را به عنوان نمونه یک یا چند نکته اش را بیان می کنیم. گفته می شود که متی از شاگردان حضرت مسیح بوده که از شروع بعثت حضرت مسیح تا صعودش ملازمش بوده است و به قرعه برای خلافت او انتخاب شده و دیگر هیچ اطلاعاتی از تاریخ زندگی او در دست نیست، فقط یک کتابی مانده که مربوط به قرن چهارم است و گفته می شود از روي کتاب وی نوشته شده است. آیا این همان متی معروف بوده؟ اگر این طور باشد، چطور می تواند زندگی نامه فردی به آن مهمی این قدر مبهم شده که هیچ چیز از زندگی او در دست نیست.

سوال دانشجو: آیا زبان انجیل ها مثل زبان قرآن است؟

جواب: زبان مخاطب ومحاوره ای انجیل ها مثل زبان قرآن نیست. مثلا قرآن می گوید:"قل هو الله احد " بگواو خدای یکتاست. از طرف خدا دارد صحبت می کند. "یا ایها الذین امنوا کتب علیکم القصاص" بر شما قصاص واجب است. اما زبان کار انجیل ها این طور نیست. انجیل ها زبانشان، زبان گزارش است. مثلا می گویند یسوع در روز یکشنبه بیرون آمد و چنین گفت، یک ناظر خارجی است که زندگی عیسی(ع) را نقل می کند.

سوال: آیا حضرت عیسی(ع) از خودشان کتابی نوشته اند؟

جواب: از نظر ما حضرت عیسی(ع) کتاب داشته و این کتاب را تعلیم می داده بر اطرافیانش و این کتاب هایی که الان وجود دارد، هیچکدامش از آن کتاب های واقعی نیستند. ما معتقدیم که کتاب مقدس بوده، کتابش هم بشارت بر آمدن نبی اکرم(ص) به شکل دقیق دارد. اتفاقا این بشارت ها و نشانه های دقیق به پیغمبر اکرم(ص) هم اکنون در برخی آمده ولی رانده شده اند به حوزه آپوکریفا. از نگاه مسیحی ها عیسی(ع) هیچ کتابی ننوشت، فقط مجموعه تعالیمی داشت که شفاهی بود و دیگرانی که زندگی آن حضرت را می دیدند، می نوشتند؛ اما با این حال مقدس هستند.

سوال: یعنی هیچ آثاری نمانده است؟

جواب: مسیحیان در این مورد باستان شناسی می کنند ویکی از مهمترین آثار بر جا مانده، انجیل برنابا است؛ که مسیحیان قبول نمی کنند. به این دلیل که برنابا بشارتی بر وجود پیغمبری به نام محمد(ص) می دهد می گوییم به چه دلیل؛ مگر خدا حق ندارد نسبت به آمدن پیغمبر بعدی توسط پیغمبر قبلی بشارت بدهد؟ می گویند خوب، چون این مضامینش به اسلام نزدیک است، یک مسلمان نوشته است و می بینیم که سخنشان غیر قابل دفاع است. چون به این صورت مبنا را چنان می چینند که به خداوند حق نمی دهند در کتابی بشارت به فرد دیگری داده باشد.

سوال: آیا در کتب مورد قبول فعلی آن ها بشارت بر نزول پیامبر هست؟

جواب: در کتاب های دیگر هم بصورت اشاره هست. در انجیل متی و ایلیا هم بصورت اشاره آمده است. معرب علی در این کتاب ها ایلیا است؛ همان طور که معرب حسن، شبر می شود، و یا داود که دیوید می شود. نام علی که در آن کتاب ها ایلیا است. این را یادآور می شوم که انجیل حضرت عیسی(ع) در حق ما حجتی داشته باشد. ما می گوییم که خدا این نسخه موقت را برای بشر فرستاده بود و فرمانش هم موقت بود و تا آن زمان هم تمام کسانی که به انجیل عمل می کردند، بهشتی و هدایت شده اند.(حتی بعضی از آن ها پیغمبر می شدند.) بعد از حضرت عیسی(ع) یعنی دین جدید حقیقت داشته و دین قدیم نفی می شود. مثل این که شما بروید پیش پزشک و او بگوید من نسخه ای برای کنترل بیماری شما می نویسم. شما باید به این نسخه عمل کنید تا بیماری تان کنترل و مهار شود و بعد برای مداوا دوباره مراجعه کن تا نسخه جدیدی بنویسم. و ما نمی توانیم به دکتر بگوییم که شما اشتباه می کنید و من با همین نسخه کنترل کننده قبلی مداوا می شوم. خدای متعال برای بشر تا رسیدن به عقلانیت، نسخه موقت 1300 ساله به نام دین موسوی (دین حضرت موسی(ع) فرستاد) و بعد دین متعالی و جدیدتری آمد، بسیاری از یهودیان مسیحی شدند. ما به مسیحیان می گوییم که چه اشکالی دارد که نسخه جدیدتری بیاید، که این مسئله دلیل و توضیح فراوان دارد، که این جلسه جای شرح آن نیست. به هرحال، مسیحی ها چون عهد عتیق را هم قبول دارند، تمام ایرادهای عهد عتیق بر آن ها هم وارد است. از این جا کم کم می خواهیم وارد بررسی مسیحیت شویم. ایرادهای ما بر یهودیت، که با آن ایراد ، مسیحیت هم نقض می شود، خیلی زیاد است و بعضی از آن ها را ذکر می کنم.

خوب؛ ان شاء الله ادامه بحث را در شماره آینده خواهیم داد.



[1]  نویسنده این کتاب مسترهاكس آمریکایی هست که کشیش بوده است .وی دراصل این کتاب را به انگلیسی نوشت و بعد به فارسی بازگرداند.    

[2] مثل کتاب توماس میشل که متکلم بسیار قوی مسیحی است و یکی از کتاب هایش هم به اسم "کلام مسیحی" ترجمه شده است.

[3]  که ما قبول نداریم ما می گوییم اشتباه شده بر آن ها و عیسی(ع) زنده و به آسمان رفت و هنوز هم زنده است. اتفاقا تعبیراتی از انجیل متی در این زمینه وجود دارد که یهودا اسخر يوطی که حضرت عیسی را لو داد و آن حضرت دستگیر شد به شکل حضرت عیسی(ع) در می آید و او را گرفته می برند. اما مسیحیان می گویند که عیسی را به صلیب کشیدند و عیسی بود که کشته شد و سپس دفن شد و سه روز بعد از دفن برخاست و به آسمان رفت.
+ نوشته شده توسط دانشجو25 در سه شنبه 1386/03/08 و ساعت 17:39 |

 

 

خواندن این مطالب ممکن است چند دقیقه از وقت شما را بگیرد ولی در صورتی که همراه با تفکر باشد ممکن است بر  همۀ زندگیتان تاثیر گذارد. 

موضوعات :

  آیا یهودیان تورات را معجزه می دانند؟                                             

  مگر ما موسی را پیامبر نمی دانیم؟                                       

  تلمود چیست؟

 آیا تلمود برتر از تورات است یا تورات ارزش بیشتری دارد؟

 آیا یهودیان احکام دارند؟

 آغاز ارزیابی مسیحیت

آیا حضرت عیسی به صلیب کشیده شد؟

بسمه تعالی

در جلسات قبل به بررسی دین یهود با استفاده از تورات پرداختیم اگر دربارۀ موارد مطرح شده سوالی دارید ، بفرمایید.

سوال یک دانشجو: آیا یهودیان تورات را معجزه می دانند؟

جواب استاد : یهودیان معجزاتی چون تبدیل عصا به مار و ... را معجزه حضرت موسی می دانند اما اگر از آنها بپرسیم که اگر حضرت موسی همان فردی است که شما با معجزات زیاد از او یاد می کنید قطعاً فردی به نام عیسی معجزات بیشتری داشت. چرا او را انکار می کنید و پیغمبر نمی دانید (عیسی قطعاً مرده زنده می کرد و بیماران لاعلاج را شفا می داد.) چرا او را نمی پذیرید. جوابی برای گفتن ندارند. ضمن اینکه هیچ کدام از کتب آسمانی بجز قرآن به عنوان معجزه معرفی نشده اند.

سؤال: مگر ما موسی را پیامبر نمی دانیم؟

- جواب: چون در دین اسلام موسی بنام پیامبر معرفی شده است پذیرفته ایم وگرنه، ما نه دین یهود و نه مسیحیت بلکه هیچ دینی الآن معجزه ای برای اثبات اینکه دین هستند و بنیانگذار آنها واقعاً پیامبر الهی بوده (و به دروغ ادعای پیامبری نکرده) ندارند. بودائیان و زرتشتیان هم دلیلی بر وحیانی بودن «اپانیشادها» ، «وداها» و نیز «اوستا» ندارند.

ولی خداوند مسئله را اینطور حل کرده چون می دانست هر معجزه ای که برای اثبات آخرین دین بفرستد تاریخی خواهد بود. تدبیری دیگر بکار برده است مثلاً پیغمبری که نه تنها یک مرده بلکه مردگان قبرها را زنده کند معجزهایش واقعه های تاریخی هستند و مردم صد سال بعد، آن را نخواهند دید و باید از قدیمی تر ها پرسید و به مرور زمان به عالم تردید می رود و انسان ها در وقوع آنها شک می کنند. یا اگر بجای اینکه  دریا شکافته شود، پیغمبر اقیانوس را می شکافت و این معجزه او بود ممکن بود همه ایمان بیاورند ولی پدیده ای تاریخی (مرتبط با زمان و مکان ) می بود و آیندگان آن واقعه را نمی دیدند خداوند برای اینکه آخرین دینش به این مشکل دچار نشود و معجزه ای جاوید برای پیغمبر خاتم فرستاده باشد کتاب آسمانی اش (قرآن) را همراه اعجازی که قابل احراز در همه زمان هاست فرستاد یعنی کسی که به بررسی آن بپردازد به اعجاز آن پی می برد ولی معجزات تاریخی دو ایراد عمده داشتند. اولاً فقط در آن زمان قابل رویت بودند. ثانیاً فقط در آن مکان قابل رویت بوده اند. ایرانیان و هندوان باستان معجزات عیسی و موسی را ندیده اند چون معجزات آنها محدودیت مکانی داشتند و ساکنان فعلی فلسطین هم معجزات آنها را نمی بینند چون معجزات آنها محدودیت زمانی داشتند. لذا خداوند برای دین جاوید خود کتابی فرستاد که خود کتاب معجزه باشد. این کتاب یک معجزه هنری است و اسلام تنها دینی است که بزرگترین معجزه اش هنری است البته پیامبر اکرم (ص) معجزات فراوانی داشت. مثل شق القمر یا سخن گفتن ریگ های بیابان و شهادت دادن آنها به رسالت پیامبر اکرم و البته عده ای هم با دیدن آن معجزات مسلمان گشتند (که البته اینها همان محدودیت ها را دارند). ولی قرآن یک معجزه جاوید است که همه اقوام در همه زمان و مکان توانایی بررسی آن را دارند. البته مسلم است نمی توان کتابی را به هر 5000 زبان دنیا فرستاد و محال است. خداوند به همین دلیل در یک زبان فصیح و بلیغ پیام خود را فرستاد.

اما در مورد یهود؛ اگر به عنوان یک ناظر آزاد و بی طرف (و نه به عنوان یک مسلمان) بخواهیم در مورد یهودیت بررسی کنیم. نمی توانیم به این نتیجه برسیم که موسی پیامبر بوده است. یهودیان مکتوباتی را منتسب به موسی جمع کرده و به نام تورات ارائه دادند. تورات الآن آکنده از مسائلی است که وحیانی بودن آن را مخدوش می کند و زبانی تاریخی دارد نه دعوت به حق، اقوام را توضیح می دهد و داستان خروج بنی اسرائیل و نحوه تکثیر نسل حضرت آدم را بیان می کند و در قسمت آخر، احکامی هم دارد و مشکلات زیادی دارد.کتاب هایی که در این زمینه بحث کرده و مورد سفارش انجمن کلیمیان تهران است را بنده تهیه کرده ام.         اینها را بخوانید: کتابهای سیری در مذهب یهود، فرزندان استر، آئین قبالا(کابیسم عرفان یهودی)، اندرز پدران، فلسفه یهودی در قرون وسطی، یهودیت (نوشته محقق مسلمان آقای سلیمانی در رابطه با یهودیت)، اسفار و گنجینه ای از تلمود.

تلمود[1]: مجموعه روایت هایی که یهودیان ادعا می کنند از حضرت موسی مانده است و همراه با شرح آن گردآوری شده، شرح بر آن از علمای یهود است که به آنها خاخام یا دبی گویند. تلمود از دو بخش مشناه و جمارا تشکیل شده است.

بخش مشناه بخش اصلی تلمود بوده و روایات است و جمع آوری آن مربوط به سال 190 تا 200 میلادی است که حدود 1500 سال بعد از حضرت موسی بوده است ولی جمارا شرح مشناه است و دو جمارای اورشلیم و بابل وجود دارد که هر دو شرح بر مشناه هستند و مسلماً بعد از قسمت مشناه نوشته شده اند. نویسنده جمارای اورشلیم احبار اورشلیم اند و نویسندگان جمارای بابل احبار بابل و ربیون هستند. جمارای اورشلیم در سال 400 میلادی و جمارای بابل هم در سال 500 میلادی گردآوری شده است. تلمود با جمارای اورشلیم معروف است به «تلمود اورشلیم»، و تلمود با جمارای بابل معروف است به «تلمود بابل» و . . .

سؤال: آیا تلمود برتر از تورات است یا تورات ارزش بیشتری دارد؟

- یهودیان دو مذهب عمده دارند به نام ربانیون و قراؤن و اختلاف عمده آنها در این است که کدام یک از تلمود و تورات از دیگری برتر است؛ ربانیون بزرگترین فرقه یهودی هستند و کتاب اصلی شان تلمود است کتاب تلمود آکنده است از عصیان ها، قصه ها، حکمت ها، دستور به قتل و غارت یهودیان، نژاد پرستی ها و حتی کفر گویی ها و بسیار کتاب مضطربی است از نظر ربانیون برتر است. این تفکر به صهیونیسم منجر می شود در تلمود اعتقاد به کشتن غیر یهودی ها و جایز بودن غارت اموال غیر یهودیان لزوم سفر به سرزمین مقدس- منزلت حیوانی داشتن غیر یهودیان و . . . موج می زند.

علت اینکه معمولاً دولتها با قوم یهود جنگ داشتند و مخالف بودند و یهودیان در گذشته مورد اذیت قرار می گرفتند این نیست که کسی به آنها خصومت نژادی داشته باشد. بلکه عمدتاً علت اصلی نزاع حکومت ها با آنها برسر آموزه های دینی شان است. بخاطر اینکه سایر اقوام و ملیت ها به راحتی نمی توانند مسائل تلمود را تحمل کنند.

خوب، مشناه شامل 6 بخش است. آموزه های آن با نگاه خوش بینانه عبارتست از:

1- مسائل مربوط به کشاورزی شامل 11 رساله

2- مسائل روزها، اعیاد، روزه داری است و شامل 12 رساله

3- ازدواج طلاق نذرو نیاز شامل 7 رساله

4- در مورد امور مدن و جنایی شامل 10 رساله

5- در مورد نماز 11 رساله

بخش بعدی هم در مورد طهارت بحث می کند.

سؤال: آیا یهودیان هم به طهارت و نجاست قائلند؟

- نه تنها قائلند بلکه احکام تورات و یهودیت درباره عبادات، طهارت و نجاست، احکام ویژه بانوان و . . . بسیار مشکل تر از احکام اسلام است و در بعضی جاهای آن خرافه گرایی و نیز نژادپرستی بسیار مشخص است و برای اطلاع بیشتر می توانید به کتاب سیری در تلمود و نیز کتاب با ارزش نقد و نگرشی بر تلمود مراجعه کنید ما به عنوان نمونه به چند اشکال تلمود بصورت گذرا اشاره می کنیم:

یکی از اشکالات تلمود اعتقاد به طالع بینی است کتابی مقدس که طالع بینی دارد و معتقد است که نقش اساسی در زندگی انسان دارد. بعضی از خاخام ها صراحتاً نوشته اند که مثلاً ستارگان انسانها را ثروتمند کرده اند و نیز کسوف خورشید را بدشگون می داند. البته ممکن است کسی بپرسد ما هم موقع کسوف نماز آیات می خوانیم. جواب آنست که هرگز اسلام کسوف و خسوف را بد شگون نمی داند. اسلام به علم نجوم اهمیت می دهد ولی این اهمیت دادن بخاطر تعیین روزهای اول ماه، انجام امور حج، تعیین اوقات نماز و این استفاده های مفید است و ابداً به پیش بینی امور آینده از طریق ستارگان، و شگون نحس یا سعد ستارگان که طالع بینی و خرافات است اعتقاد ندارد.

دومین مطلب عجیب در تلمود جادو است. مثلاً نقل کرده اند انسان در آخر هفته می تواند با شیطان مشورت کند و هزار فرشته در اطراف انسان وجود دارد. در اسلام جادو یک ضد ارزش است و حرام است تا جایی که روایت داریم که کاهن و جادوگر کافرند. اما در تلمود بر آن توصیه می شود. از دیگر از خرافات مورد تأکید در تلمود رمالی است. در تلمود ذکر شده که بعضی از انسان ها قادر به خلق انسان و خربزه بودند، رمالی از قرعه شروع می شود ولی جادو از محاسبات و کارهای مرتبط به هم شروع می شود و خطاهای کوچک در آن اشتباه برانگیز است. 99% از کتابهای سحر و جادو و وردها و ذکرهایی را بخوانید و فلان کار می شود و جن ها را می بینید و . . . دروغ هستند و نویسندگان آنها بیشتر اهداف مادی دارند.

سؤال: آیا در اسلام تعداد ذکرها و وردها در رسیدن به نتیجه تأثیر دارد؟

- اگر چه این مطلب خارج از موضوع بحث ماست ولی آن را اشاره وار بررسی می کنیم. ختم ها، اوراد و اذکار شرعی در اسلام داریم و در کتاب های اقبال سید بن طاووس یا مفاتیح الجنان وجود دارند. و در ختم های شرعی جایی که می گویند 100 مرتبه یک دعا را بگو حتماً باید به همین مقدار باشد و در این 100 مرتبه ویژگی خاصی وجود دارد و کم و زیاد کردن آن رسیدن به آن هدف را غیر ممکن می کند.

علاوه بر موارد پیش گفته در تلمود افسانه ها و معجزاتی درباره خاخام ها آورده شده، قصه های مربوط به افعی ها و قورباغه ها، مرغابی ها و ماهی ها وجود دارد که شبیه به کلیله و دمنه است و حکایات عجیب و غریب که مثلاً شیری به 400 مایلی فلان شهر که رسید غرشی کردکه دیوارهای شهر ریختند و به 300 مایلی شهر که رسید غرش کرد که مردم ترسیدند و دندان هایشان روی زمین ریخت و یا مثلاً نوعی گاو وحشی وجود دارد که در ابتدای عمر به بزرگی کوه طور است و حتی حضرت نوح درمانده شده بود که این گاو را چطور با خود ببرد و مجبور شد شاخ او را به کشتی ببندد و ببرد و قصۀ دیگر اینکه خدا انسان را در دو چهره مردانه و زنانه خلق کرده است و طول آن به گنبد کبود (آسمان) می رسید و خدا این آفریده را از وسط دو نیم کرد و فشار داد و به دو موجود زن و مرد تقسیم شد. در تلمود کفریات زیادی هم وجود دارد تا آنجا که می گوید: بعضی مطالب تلمود باارزش و بعضی نازیبا و برخی دیگر کفر است. (چنان علیه خدا صحبت کرده که باعث تعجب است.) وی در ادامه می گوید: ولی با همان شکل به هم آمیخته تشکیل دهنده اثری خارق العاده درباره تلاش انسان، خرد انسان و حماقت انسان است.

تلمود هیچ وقت به پایان نرسید و پایان آن هم خبر داده نشده است. تلمود متنی است که دائماً بر آن شرح افزوده می شود و شرح آن مقدس شمرده می شود.

کلیاتی در مورد عهدین

عهد عتیق و جدید از 66 کتاب تشکیل شده اند، 39 کتاب موسوم به عهد قدیم و مورد اعتقاد یهودیان و مسیحیان هستند و 27 کتاب موسوم به عهد جدید بوده و فقط مورد اعتقاد مسیحیان است. (مسیحیان تلمود را کتاب مقدس نمی دانند.) علت اینکه عهد قدیم یا عهد جدید را عهد گفتند اینست که می گویند خداوند در زمان قدیم از انسان عهد گرفت که بر شریعت او استوار بماند و عمل کند. (شریعت یعنی مجموعه دستورالعمل ها)

حال مسیحی ها می گویند دوران عهد شریعت در 20 قرن پیش تمام شده و خداوند عهد دیگری با انسان بست. اگر عهد حضرت موسی و یهودیت عهدی برای انجام شریعت بود این عهد جدید بر اساس محبت است و پیمانی است که خدا با عیسی بر سر محبت ورزی داشته است.

بنابر این تعبیر عهد جدید فقط مربوط به مسیحیان است و یهودی ها به عهد جدید اعتقاد ندارند و کتاب های عهد جدید را مردود می دانند. عهد عتیق دو ترجمه از متن عبری و یونانی دارد یک ترجمه معروف به سبعینیه است که می گویند 70 مترجم آنها را ترجمه کرده اند این دو ترجمه با هم در 7 کتاب اختلاف دارند. کتاب های مقدس عهد عتیق در اصل به زبان های غیر یونانی بودند و بعداً به یونانی ترجمه شدند. اما از همۀ کتاب های عبری خبری نیست فقط تعدادی از آنها موجود هستند. البته بگویم که مسیحیان در تبلیغات خود اصلاً این گونه مسائل را مطرح نمی کنند مثلاً در جلساتی که در مشهد تشکیل می دهند و مسلمان ها را دعوت می کنند و کتاب های تبلیغی خود را به آنها می دهند یا در نیشابور که مراکزی تبلیغی داشتند و تا حدی شُبهه را بین دانشجویان زیاد کردند در استان های مختلف بخصوص در تهران و بویژه در دانشگاه تهران که کتاب های رایگان تبلیغی می دهند این کتاب هایشان با کتب اصلی شان تفاوت های زیادی دارد و در موارد فراوانی به صراحت کتابی را که مثلاً به عنوان انجیل متی دهها بار چاپ کرده اند و نقاط ضعفی در آنها بود تحریف کرده اند و مطالب مخالف افکار فعلی خود را از آن کتابها به کلی حذف کرده اند و در برابر این همه ریا و دروغ آنها هم کسی قد علم نمی کند و افشاگری نمی کند. همان بازی ای که بهایت در آورند و دستورالعمل هایی را نشر می دهند که در کتاب های اصلی شان خبری از آنها نیست همان ترفند را هم مسیحی ها بکار می برند به هر حال آرایه های ادبی کتب مسیحیت زیاد است.

خوب بدیهی است که ما نگاه کنیم به مسیحیت و ببینیم چه چیزهایی دارد و جای پذیرش دارد یا نه. این جلسه، جلسه شروع نگاه به انجیل و مسیحیت است. بنابراین اول نگاهی به عهد جدید داشته باشیم و اینکه عهد جدید چند کتاب است. مجموعه کتاب های مورد توافق 66 کتاب است که از اینها 39 تا عهد عتیق بوده و عهد جدید 27 تا هستند که 4 تای آن مربوط به انجیل های 4 گانه است. انجیل های متی، مرقس، لوقا و یوحنا مورد پذیرش مسیحیان است. غیر از این ها کتاب مقدس هستند مانند اعمال رسولان و الرسائل (نامه ها).

ولی فرد محقق باید بتواند از بزک ها و آرایه های مسیحیان که به دین خود می بندند بگذرد و متن این دین را مورد بررسی قرار دهد با این مقدمه ما ارزیابی مسیحیت را شروع می کنیم:

ارزیابی مسیحیت

کتاب مقدس مسیحیان عهد جدید است عهد جدید از 4 انجیل و 23 کتاب دیگر که عمدتاً نامه های رسولان و حواریان عیسی است تشکیل شده است که اسامی آنها عبارتست از: انجیل های متّی، مرقس، لوقا و یوحنا- نامه های پولس به رومیان- 2 نامه به فرنتیان نامه به غلاطیان، افسسیان، فیلپیان، کولیسان 2 نامه به تسالونیکیان- 2 نامه به تیموتاؤوس- و نیز رساله تیتوس- فلیمون نامه به عبرانیان نامه یعقوب 2 نامه از پطرس- 3 نامه از یوحنا- رساله یهودا- مکاشفه یوحنا.

همانطور که می بینید 10 کتاب عهد جدید نامه های پولس قدیس است اما به راستی پولس کیست که مسیحیان این قدر به او بها می دهند. پولس فردی بوده که بسیار مسیحی ستیز بوده و با مسیحی ها سر جنگ داشته اما پولس قدیس بعد از اینکه ستیز بسیار با مسیحیان به جرگه مسیحی ها آمده و دست از یهودیت برداشت و مسیحی شد و گفته است من در خواب بودم و عیسی به خوابم آمده تا مسیحی شده اما وقتی مسیحی شد کم کم تشکیلات مسیحی ها را به دست خود گرفت و به مرور زمان مسیحیت پطرسی، (که پطرس نماینده ی واقعی حضرت عیسی(ع) بود) از بین رفت. الآن هیچکدام از مکاتب مسیحیت از تعالیم پطرس استفاده نمی کنند. کاتولیک، پروتستان و . . . هیچکدام نمی گویند پطرسی هستیم همه آنها پیروان پولس هستند در حالیکه دشمنی پولس و پطرس در تاریخ مسلم است و از طرف دیگرنیز مسلم است که جانشین واقعلی عیسی پطرس بوده است. و جالب اینجاست حتی خودشان می نویسند[2] که حداقل 3 تا از 4 انجیل مستقیماً تحت تأثیر پولس نوشته شده است جالب اینجاست که پولس قدیس نه تنها با پطرس قدیس دشمنی داشت بلکه با بَرنابا هم دشمنی داشت. بَرنابا یکی از نزدیکان به حضرت عیسی بوده است.[3]

سؤال: آیا حضرت عیسی به صلیب کشیده شد؟

- بنابر نظر مسیحیان حضرت عیسی به صلیب کشیده شده و کشته شد ولی بنا بر آیات قرآن کریم مسئله برای یهودیان مشتبه شد و آنها کسی دیگری را بجای عیسی به صلیب کشیدند و عیسی زنده به آسمان عروج کرده و زنده است.[4]

گفتیم که انجیل ها مدت ها پس از به صلیب کشیده شدن عیسی (به قول خودشان) نوشته شده است. فردی هست به نام توماس میشل، که هفته پیش (از این جلسه) در مشهد بود و کشیش هست و بسیار پر استعداد است. کتابی به نام کلام مسیحیت دارد که ترجمه ی حسین توفیقی است. در آنجا آمده که انجیل متی را یک فرد فلسطینی نوشته و پس از سال 70 میلادی نوشته شده است. حضرت عیسی در 30 سالگی به عروج رفت و این کتاب در سال 70 نوشته شده، انجیل لوقا را یک یار یهودی الاصل پولس قدیس نوشته که با مسیحی ها هم مشکل داشت. یوحنا از یاران عیسی نبود و او را هم ندیده است و در نوشتن این انجیل از انجیل متی و مرقس استفاده کرده است. ام انجیل مرقص که در سال 60 میلادی نوشته شده(که البته این تاریخ ها چندان واقعیت ندارد) و پس از آن هم لوقا نوشته شده که از دو انجیل متی و مرقص استفاده کرده اما انجیل یوحنا که مسیحی ها می گویند فردی به نام یوحنا نوشته و بین سال 65 تا 90 میلادی نگارش آن بوده با توجه به لحن یوحنا می گویند که حضرت عیسی را دیده. هیچ کدام از کتابهای چهارگانه الآن نسخه اصل نیستند نسخه ای اصلی از بین رفته اند بلکه کتابهایی هستند که گفته می شود از روی نسخه های قدیمی تر نوشته شده اند و میزان تغییر و تحولی که در هنگام نوشتن و نسخه برداری اعمال می کردند بسیار می تواند باشد این مطلب را به این دلیل می گوییم که حتی امروزه با وجود آنکه چاپ های قدیم و قبلی انجیل ها در بین مردم پخش شده اند ولی با جرأت و گستاخی فراوان در چاپ های جدید بخش هایی از انجیل ها را تغییر داده و حتی حذف می کنند.

با یک حساب سر انگشتی می توانیم بگوییم از آنجا که تا 160 انجیل در تاریخ ثبت شده که وجود داشته اند و شما از بین آنها 4 انجیل را برگزیده اید و کسر  را اگر ساده کنیم  می شود و  برابر با دو و نیم درصد است لذا اگر کسی به تمام آموزه های موجود در همه مذاهب و مکاتب مسیحی ایمان بیاورد و عمل کند. (البته غیرممکن است ولی ما فرض می کنیم که شدنی باشد) در این صورت تنها و تنها 2.5% احتمال دارد که به دین مسیح واقعی عمل کرده باشد و 2.5% احتمالی نیست که هیچ عاقلی به آن بها دهد و اهمیت قائل باشد.

شما وقتی از خانه بیرون می آمدید آیا 2.5% احتمال تصادف نمی دادید. جواب: بله. وقتی دیشب در منزل می خوابیدید 2.5% احتمال وقوع زلزله نمی دادید. قطعاً جواب ها مثبت هستند ولی شما به این میزان احتمال بها ندادید هیچ انسانی به چنین احتمال ضعیفی حاضر نیست اهمیت بدهد ولی می بینیم که در صورت عمل بر طبق کل سفارشات کاتولیک و ارتدکس و پروتستان و مذاهب متروک مسیحی فقط 2.5% احتمال دارد که به دین عیسی مسیح واقعی عمل کرده باشیم.

ادامه مبحث انشاء الله در جلسه بعد

 



[1] . کلمه ای عبری که از کلمه عربی تلمیذ (شاگرد) گرفته شده است.

[2] .مستر هاکس آمریکایی در کتاب قاموس کتاب مقدس

[3] . انجیلی به نام انجیل برنابا موجود است که در آن با صراحت تمام مژده پیامبری حضرت محمد (ص) ذکر شده است ولی مسیحیان به همین دلیل آن را رد می کنند و آپوکریفا می دانند.

[4] . سؤال: آیا این مسائل اعتقادی در آرایش سیاسی یهودیان و مسیحیان هم نقش دارد؟

دعوای بین مسلمانان و یهودی ها و مسیحی ها در اصل اعتقادی است. یکی از نمودهای آن این است که به اعتقاد همه ما و آنها عصر فعلی عصر ظهور منجی است و آخر الزمان است و یهودی ها منتظر ظهر ماشیع هستند و مسیحی ها منتظر پسر انسان(که همان حضرت عیسی می باشد) هستند که برگردد. ما هم منتظریم بعد از ظهور حضرت مهدی، فلسطین بدست حضرت عیسی که از یاران حضرت مهدی (عج) است فتح شود. شاهد دیگری بر اعتقادی بودن منازعات این است که پرچم اسرائیل یک نوار آبی در بالا و یک نوار در پایین دارد که نماد دو رودخانه هستند. رودخانه نیل و فرات وستارۀ 6 پر وسط پرچم ستاره داوود است که می گویند نماد سرزمین مقدس است و می گویند از رود نیل در مصر تا رود فرات در عراق سرزمین مقدس یهودیان است . علاوه بر آن معتقدند که باید بیت المقدس را خراب کنند و هیکل (معبد) سلیمان را در آنجا خراب کنند و قربانی بکشند تا ماشیع ظهور کند. می بینیم اختلافاتی که به نظر می رسد سیاسی باشد بیشتر از سیاسی بودن اعتقادی است.

+ نوشته شده توسط دانشجو25 در یکشنبه 1386/02/16 و ساعت 18:28 |